صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
135
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
غنيمت شمرد ، و پافشاريش در اين كار چندان بود كه تهمت نافرمانى نيز بر او نهاد . امير قراسنقر كه اين بدانست ، گفت : « بىگمان خداى ما را بدين برزگر آزمون مىكند » . سپس او و اميران همراهش شبانه از اردبيل بهدر آمدند و در همان شب بيست و چند فرسنگ راه پيمودند و سرانجام خسته با لشكر ملك مسعود روبرو شدند . بر در اردبيل در ميان ايشان جنگى رفت كه بدان به هم درآويختند و از يكدگر نابود كردند . امير قراسنقر بگريخت و ملك مسعود گريختگان را تا همدان دنبال كرد و چو سلطان طغرل - كه در تنگنا بود - از همدان بهدر آمد ، بدان شهر داخل شد . سپس عازم نبرد با سلطان طغرل شد كه در اروند پناه گرفته بود . « 1 » سلطان طغرل كه به بيمارى سختى دچار آمده ، حركت نمىتوانست ، با ملك مسعود رودررو شد و چو لشكرش پشت بدادند ، به اصفهان رفت تا از آنجا رهسپار رى شود ، و آن سرانجام يابد كه يافت . پس از آن ، سلطان طغرل به وزيرش گفت : « نيك مىدانم كه تنها ستم تو در حق بندگان خدا بود كه فرجام كار مرا با اين خوارى همراه ساخت » . وزير پاسخ داد : « سراسيمه مباش ، كه كس به نزديك الموتيان فرستاده و ايشان را فرمودهام كه اقسنقر و ديگر دشمنانت را به قتل آورند ، و اكنون بدين كارند . » سلطان گفت : « سپاس خداى را كه فساد عقيدت تو هويدا كرد و به سبب كشتنت بر من گناهى ننوشت » ، و بفرمود تا او را بزنند و به دار آويزند . چون او را بر دار كشيدند ، ريسمان پاره شد و او افتاد و يكى از مملوكان امير شيرگير ، كه در ميان تماشاييان بود ، اين بديد و بر وى جهيد و به شتاب با كارد خويش وى را بكشت . وزير را بىدرنگ پارهپاره كردند و اندامها و سر او را در شهرها گرداندند ؛ به هر شهرى اندامى . قتل وى به اصفهان بود . « 2 » پس از آن خبر رسيد كه باطنيان در مرغزار قرابولين « 3 » به چادر اقسنقر ريخته و او را كشتهاند ؛ سربازانش نيز گريخته و از ملك مسعود جدا گشتهاند ، « 4 » و بدينسان گرچه جمعى با مسعود ماندهاند ، اما مدبّرى او را نمانده است . اين گونه بود كه سلطان طغرل با سههزار سوار رو به راه رى آورد و ملك مسعود هم با ششهزار سوار از پى او رفت و با هم روياروى شدند . سلطان
--> ( 1 ) . همدان را مسعود در شعبان سال 527 ه گرفت . بندارى ( 166 ) مىگويد كه طغرل در كوه اروند كه مشرف بر همدان است ، در ماوشان كه در پاى آن كوه است ، پناه گرفت . نك . به : ياقوت 1 / 164 - 163 و 5 / 48 - 47 . ( 2 ) . درگزينى وزير در رمضان سال 527 ه در « راه » به قتل آمد ( ابن اثير 10 / 246 ) ، و در بندارى ( 169 ) درگزينى در شاپور خواست ، كه شهرى نزديك اصفهان است و با نهاوند 22 فرسنگ فاصله دارد ، كشته مىشود . ياقوت 3 / 167 . ( 3 ) . مرغزار قرابولين ( در بندارى : قراتكين ) در يك منزلى همدان ، از جانب اصفهان ، است . ياقوت 5 / 101 . ( 4 ) . ابن اثير ( 10 / 245 ) مىگويد كه مسعود كس فرستاد تا او را بكشد .